سفارش تبلیغ
صبا ویژن
فریاد سکوت












 

دیروز تولد یامین بود

صب ساعت 7 گوسفند اومده بود که بمیره

یکم نگاش کردم..

یه تیکه برگ از درخت کندم که بخوره

آقاهه گردنشو برید...

گردنش کامل از بدنش جدا شده بودا اما هنوز داشت می جوید،نگام میکرد

بغض کردم...

 


نوشته شده در پنج شنبه 89/6/25ساعت 12:26 صبح توسط فریاد سکوت نظرات ( ) | |



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت